خرید بک لینک

مامانم و خواهر بزرگترم خیلی دخالت میکنن تو رابطه منو جانان میترسم با این دخالت های بیجا منو از چشم عشقم بندازن :( اخه مامانِ من ! من جشن بزرگ توی فلان تالار معروف شهر نمیخوام کیو باید ببینم ؟ من سرویس طلای گرون قیمت نمیخوام کیو باید ببینم ؟ من خونه بزرگ اول زندگی نمیخوام کیو باید ببینم ؟ همش دخترای فامیل و میزنن تو سرم :/ خب اونها اونان ! من که اونها نیستم .. اونها هم منو جانانم نیستن!! من تو وجوده جانانم چیزی دیدم که دیگه ملاکم مادیات نیست . اگر باشه خوبه اما اگر نباشه اصلا مهم نیست ! عشقم بیشتر از این حرفا می ارزه دیشب برای بار چندم مامانم جانان و که دیده  داره تذکرات همیشگی و میده . بعد که جانان اومد پیشم اون ادم همیشگی نبود دیگه سرحال و سردماغ نبود هرچی گفتم و خندیدم مثلا میخندید بهم اما من که میدونم اون خنده ها واقعی نبود . مامانم زیاده خواهی میکنه البته بیشترش تقصیر خواهرمه اون نمیدونم چرا هی میخواد مامان بابا رو با جانان طرف کنه تا بهش فشار بیارن!

برچسب: نویسنده: بهار نصیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 18:11

صفحه بندی